جوان امروز

تاریخ: دوشنبه 21 مرداد 1392 ساعت: 03:10 بازدید: 677 نویسنده: داريوش شريفي

دلتنگي هاي آدمي را باد ، ترانه اي مي خواند، رؤياهايش را آسمان پر ستاره ناديده مي گيرد .

و هر دانه ي برفي به اشكي نريخته مي ماند ، سكوت سرشار از سخنان نا گفته است ، از حركات ناكرده ،

اعتراف به عشق هاي نهان وشگفتي هاي بر زبان نيامده.

در اين سكوت حقيقت ما نهفته است ، حقيقت تو و من.....



موضوعات:مطالب ونامه هاي عاشقانه ,
به-نام-درياي-بي-پايان-عشق به-نام-درياي-بي-پايان-عشق به-نام-درياي-بي-پايان-عشق به-نام-درياي-بي-پايان-عشق به-نام-درياي-بي-پايان-عشق امتیاز : 850 دیدگاه(19)

تاریخ: جمعه 18 مرداد 1392 ساعت: 11:38 بازدید: 345 نویسنده: داريوش شريفي

از روزی که نامت ملکه ی ذهنم شد

احساس میکنم جمجمه ام با شکوه ترین امپراطوری دنیاست.

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

اومدی شبيه بارون دله من خسته خاكه

واسه اون نم نمه چشمات ، نميدوني چه هلاكه

نمي دوني ، نميدوني واسه من چقدر عزيزي

شايدم مي دوني اما منو باز به هم ميريزي

نمي دونم چه رازيه كه تو چشمات خونه كرده

هر چي هست اونقدر قشنگه كه منو ديوونه كرده

قطار مي رود....تو مي روي..... تمام ايستگاه مي رود............

و من چقدر ساده ام كه سالهاي سال ،در انتظار تو

كنار اين قطار رفته ايستاده ام

و همچنان به نرده هاي ايستگاه رفته تكيه داده ام!!

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

مثل كشيدن كبريت در باد

ديدنت دشوار است

من كه به معجزه ي عشق ايمان دارم

مي كشم

آخرين دانه ي كبريتم را در باد

هر چه بــــــادا بــــــــــاد!

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

خواستن ،هميشه توانستن نيست

گاهي فقط،

داغ بزرگي است

كه تا ابد بر دلت مي ماند

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

يادته زير گنبد كبود تو بودي و كلي آدماي حسود؟

تقصير همون حسوداست كه حالا

هستي ما شده يكي بود يكي نبود...

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

كاش هميشه در كودكي مي مانديم

تا به جاي دلهايمان

سر زانوهايمان زخمي ميشد!...

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

چه تقدير بديست !

من اينجا بي تو مي سازم

و تو، آنجا با او مي سازي...!!!

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

مرا به ذهنت نه…. به دلت بسپار….

من ازگم شدن درجاهاي شلوغ

...ميترسم ...

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

برگـَـــرد..

یادت راجاگذاشتی ...

نمي خواهم عُــمري به اين اميد باشم

كه براي بُردنَش
بر مي گردي



موضوعات:مطالب ونامه هاي عاشقانه ,
برگرد........ برگرد........ برگرد........ برگرد........ برگرد........ امتیاز : 1061 دیدگاه(11)

تاریخ: جمعه 11 مرداد 1392 ساعت: 13:07 بازدید: 711 نویسنده: داريوش شريفي

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

اين روزها ميان همه ي دعاهايم ...

گاهی شعر سراغم را میگیرد ؛

گاهـــــی ...

هوای تو !

فرقی نمیکند . . . .

هر دو

ختم میشوند به دلتنگی من !!
 

باور کن!

کار من نیست ،

کار دِل است

دِلم

جایی میان نَفَس هایَت

گیر کرده است

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

اين روزها ....

میان هر نفسی که میکشم

همهــــــــــــمه ای ست....

که از همه پنــــــــهان....

از تو چه پنـــــــــهان...

میان هر نفسی که میکشم

تـــــــــــــو هستی

که میکِشم تو را....

که میکُشــــــــــــــی مرا...

مــي خـواهـم داستـانـي از علاقــه ام بـه تــو را بنـويسـم

يـکي بـــود ، يـکي …

بـي خيال......

غــــــــــم که نوشتن ندارد

نفوذ می کند در استخوان هایت

جاسوس می شود در قلبت ...

آرام آرام از چشم هایت همچون باراني از عشق سرازير مي شود....

 

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

من

بی ‌تو

در غریب ‌ترین شهر عالمم

بی ‌من

تو در کجای جهانی

که نیستی .
 

این روزها....

چقدر دلم هوای آن روزها را کرده....!!!
 

وقتی چشمانم را روی هم می گذارم ،

خوابـــ مرانمی برد، تورا را می آورد !

از میان فرسنگــــ ها فاصله... !

قــصــه بــگــو تـا بـخوابـم...

امـشـب قـصـه آمـدنـت را مــیـخـواهــم...

میخوانی ؟؟؟

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

دلم باران میخواهد

فقط باران

بایک بغض به اندازه تمام دلتنگی هایم

وبعد هم توبنشینی کنارمن

وهردو باهم قطره های باران رابشماریم

یک...

دو...

سه...

وبعد اصلا یادمان برود که همه اینها فقط یک خیال ست...

تو...باران...من...

همه اینها خیال است؟؟؟؟؟



موضوعات:مطالب ونامه هاي عاشقانه ,
دلم-كمي-باران-مي-خواهد-... دلم-كمي-باران-مي-خواهد-... دلم-كمي-باران-مي-خواهد-... دلم-كمي-باران-مي-خواهد-... دلم-كمي-باران-مي-خواهد-... امتیاز : 930 دیدگاه(3)

تاریخ: شنبه 12 مرداد 1392 ساعت: 23:19 بازدید: 764 نویسنده: داريوش شريفي

اس ام اس های عاشقانه مرداد ماه ۹۲

love mor92 اس ام اس های عاشقانه مرداد ماه 92

در صدا کردن نام تو
یک «کجایی؟!» پنهان است
یک «کاش می‌بودی»
یک «کاش باشی»
یک «کاش نمی‌رفتی»
من نام تو را
حذف به قرینه‌ی این همه دلتنگی و پرسش صدا می‌زنم…

تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی



موضوعات:اس ام اس هاي مختلف ,
اس-ام-اس-های-عاشقانه-مرداد-ماه-۹۲ اس-ام-اس-های-عاشقانه-مرداد-ماه-۹۲ اس-ام-اس-های-عاشقانه-مرداد-ماه-۹۲ اس-ام-اس-های-عاشقانه-مرداد-ماه-۹۲ اس-ام-اس-های-عاشقانه-مرداد-ماه-۹۲ امتیاز : 776 ادامه مطلب| دیدگاه(2)

تاریخ: شنبه 22 تیر 1392 ساعت: 13:09 بازدید: 739 نویسنده: داريوش شريفي

چه زیبا خالقی دارم

 دلم گرم است می دانم

 که فردا باز خورشیدی

 میان آسمان ، چون نور می آید

 دلم گرم خداوند کریمِ خالق نوریست 

 که گر لایق بدان
 روشنی بخشد ، به کرم کوچکی با نور
 دلم گرم خداوند صبور و خالقِ صبریست

 که شب ها می نشیند در کنارم


 تا  که بیند می رسد آن شب

                                   که گویم عاشقش هستم؟

 خداوندا ، دعا برآنکه آزار مرا اندیشه می دارد ، نشانم ده

 خداوندا ، مسلمانی عطایش کن

 نخشکاند هزاران شاخه زیبای مریم را

 نبندد پای زیبای پرستو را

 نسوزاند پر پروانه های عاشق گل را

 نچیند بال مینا را 

===

 دعایش می کنم آن  عهد بشکسته

 دعایش می کنم عاشق شود بر یاکریم و هدهد و مینا

 دعایش می کنم

 آن سان دعایی  

 چون مرا با لعنت و نفرین قراری نیست

 الا ای آنکه خواب از چشمها بردی


 تو را آرامش شب ها گوارایت


 نهال خنده مهمان لبانت


 تو  ای  با مذهب عشاق بیگانه


 برایت عاشقی را  آرزو دارم

******

 الا ای آنکه گریاندی مرا تا صبح
 برای تو ،  هزار و یک شب آرام و پر لبخند ر ا 

 من آرزو دارم

******

 تو را ای آرزویت ،  قفل بر لب ها

 برای تو ، کلید فهم معنای تفاهم 

                                        آرزو دارم

******

  تو ای با عشق بیگانه
  اگر روزی بخوانی رمز بال شاپرک ها را
  تو می فهمی ، که مرگ مهربانی

                                         آخر دنیاست

 نمی دانم دگر باید چه می گفتم


 به در گفتم،  تمام آنچه در دل بود

بدان امید

                      شاید بشنود دیوار



موضوعات:مطالب ونامه هاي عاشقانه ,
-دلم-گرم-خداوندی-ست-... -دلم-گرم-خداوندی-ست-... -دلم-گرم-خداوندی-ست-... -دلم-گرم-خداوندی-ست-... -دلم-گرم-خداوندی-ست-... امتیاز : 867 دیدگاه(14)

تاریخ: یکشنبه 06 مرداد 1392 ساعت: 11:08 بازدید: 410 نویسنده: داريوش شريفي

 

الهي ...

از وقتی دستهایم تصمیم گرفته اند

عاشقانه های"م" را در دلِ هیچ دیوار و پنجره ای ننویسند..

پاهایم

هر روز می کشانندم تا ... نفس های داغِ خیابان هایی ...

که تبخیر می کنند

عاشقانه های خیس"م" را ..

کاش این روزها بیشتر باران ببارد!

کاش این روزها بیشتر زیرِ باران،غرقِ عاشقانه های"م" ،قدم بزنی ...!!!

الهي...

 

        اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

الهی دستانمان را به سوی تو آوردیم دست خالی برنگردانمان

الهی  نور عطا کن تا راه راست را بشناسیم

الهی ای رحم کننده و ای بخشنده ، هر آنچه خیر است ما را عطا کن که بخشنده ترین تویی

الهی ای بنده نواز این بندگان تو عفو می طلبند ، عفو نما

الهی ستایش فقط از آن توست چرا که تو ربی ، مدبر تمام عالمی ، تربیت کننده ی تمام

        موجوداتی مارا نیز مستحق تربیتت بدان

الهی ای صاحب روز قیامت ، مارا در روز قیامت رو سیاه مکن ، روز قیامت را برایمان

       بهترین روز قرار بده

الهی جز تو پناهی نداریم ، تنها پناهمان تویی ای پناه بی پناهان ، پناهمان بده

الهی تنها به سوی تو نماز می کنیم ، نمازمان را قبول نما

الهی ای یاری کننده ی بی یاوران ، تنها یاورمان تویی ، یاریمان کن

الهی جر راه راست راهی نیست که به تو برسد ، راهمان را راه راست قرار بده

الهی ای هدایت کننده ی گمراهان ، تنها هدایت کننده ی ما تویی هدایتمان کن

 

الهي ما جوانان عاشق عشقيم ؛ مارا عاشق خودت بدار

 

خدایا مرا ببخش!

به خاطر همه لحظه هایی که به یاد تو نبوده ام.

به خاطر همه سجده هایی که زود سر از مهر برداشته ام.

به خاطر همه درهایی که کوبیده ام و خانه تو نبوده اند.

به خاطر همه حاجاتی که از غیر از تو خواسته ام.

به خاطر همه آنچه به خاطر سعادت من از من خواستی و من اعتماد نداشتم.

به خاطر همه آنچه خواستی به من بفهمانی و من نفهمیدم.

به خاطر همه نعمتهایی که من شکر نکرده ام.

به خاطر همه چشم پوشیهایت که سوء استفاده کرده و گستاخ تر شده ام.

به خاطر همه آنچه در راه من خرج کرده ای و من هیچ در راه تو خرج نکرده ام.

به خاطر…

مرا ببخش

آمين يا رب العالمين

 

الهي کمک کن تا در لحظات شادی تو ارا ستایش کنم

در لحظات سختی تو ارا جستجو کنم

در لحظات آرامش تو را مناجات کنم

در لحظات درد آور به تو اعتماد کنم

و در همه لحظات زندگیم شکر گذار تو باشم

ودر آخر...

الهی هدایتمان کن به راه کسانی که عاشقت بودند و عاشق بندگان صالحت و بندگی ات کردند

الهی به راه شیعه بودن هدایتمان کن راه غلامی زهرا (ع)

الهی به راه راست هدایتمان کن نه راه آنان که تو را فراموش کردند و نه راه آنان که علی(ع)

و زهرا (ع) را فراموش کردند.

چه راحت میگویند قسمت نبود... 

نمیدانند آن قسمتی که ازآن سخن میگویند،

دنیای کسی بود که هر ذره آن را هر شب با اشکی میساخت.

الهي اي بزرگ خالق عاشق ، دعايمان را دراين شب هاي نوراني و پر مهرت مستجاب

فرما



موضوعات:مطالب ونامه هاي عاشقانه ,
الهي-.... الهي-.... الهي-.... الهي-.... الهي-.... امتیاز : 867 دیدگاه(13)

تاریخ: دوشنبه 14 مرداد 1392 ساعت: 13:37 بازدید: 481 نویسنده: داريوش شريفي

شاید لازم است شکست عشقی بخورید!

بیشتر شکست‌های عشقی در روابطی رخ می‌دهد که از نوع اول هستند؛ یعنی عشق آتشین دوران نوجوانی که طرفین شکل آرمانی طرف مقابل را دوست دارند و وقتی با شکل واقعی او مواجه می‌شوند، رابطه را قطع می‌کنند.

تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی



موضوعات:جالب و تماشايي ,
شاید-لازم-است-شکست-عشقی-بخورید! شاید-لازم-است-شکست-عشقی-بخورید! شاید-لازم-است-شکست-عشقی-بخورید! شاید-لازم-است-شکست-عشقی-بخورید! شاید-لازم-است-شکست-عشقی-بخورید! امتیاز : 891 ادامه مطلب| دیدگاه(2)

تاریخ: چهارشنبه 02 مرداد 1392 ساعت: 23:39 بازدید: 433 نویسنده: داريوش شريفي

ميخوام به همه ي اونايي به همه ي دختر پسرايي كه فكر ميكنن: ديگه عشق واقعي

وجود نداره ،كه ديگه عاشق

 واقعي وجود نداره  بگم كه: هنوزكساني ،

هنوز عاشقاي بامعرفتي وجود دارن كه باعشق ميميرن

اينو بدونيين كه باوفا بودن سخت نيست، فقط؛ بايد فارغ از هرجنسيتي مرد بود .

داستان زيرروحتما بخونين يه داستان واقعيه

 {يادتون باشه فرقي نميكنه دختر باشي يا پسرهرچي هستي فقط مرد باش}

دختر موهایی بسیار سیاه ولی کوتاه داشت و وقتی لبخند می زد، چشمانش به باریکی یک خط می شد.
در
۱۹ سالگی دختر وارد یک دانشگاه متوسط شد و پسر با نمره ممتاز به دانشگاهی بزرگ در پایتخت راه یافت. یک شب، هنگامی که همه دختران خوابگاه برای دوست پسرهای خود نامه می نوشتند یا تلفنی با آنها حرف می زدند، دختر در سکوت به شماره ای که از مدت ها پیش حفظ کرده بود نگاه می کرد. آن شب برای نخستین بار دلتنگی را به معنای واقعی حس کرد.
روزها می گذشت و او زندگی رنگارنگ دانشگاهی را بدون توجه پشت سر می گذاشت. به یاد نداشت چند بار دست های دوستی را که به سویش دراز می شد، رد کرده بود. در این چهار سال تنها در پی آن بود که برای فوق لیسانس در دانشگاهی که پسر درس می خواند، پذیرفته شود. در تمام این مدت دختر یک بار هم موهایش را کوتاه نکرد
.
دختر بیست و دو ساله بود که به عنوان شاگرد اول وارد دانشگاه پسر شد. اما پسر در همان سال فارغ التحصیل شد و کاری در مدرسه دولتی پیدا کرد. زندگی دختر مثل گذشته ادامه داشت و بطری های روی قفسه اش به شش تا رسیده بود
.
دختر در بیست و پنج سالگی از
دانشگاه فارغ التحصیل شد و در شهر پسر کاری پیدا کرد. در تماس با دوستان دیگرش شنید که پسر شرکتی باز کرده و تجارت موفقی را آغاز کرده است. چند ماه بعد، دختر کارت دعوت مراسم ازدواج پسر را دریافت کرد. در مراسم عروسی، دختر به چهره شاد و خوشبخت عروس و داماد چشم دوخته بود و بدون آنکه شرابی بنوشد، مست شد.
زندگی ادامه داشت. دختر دیگر جوان نبود، در بیست و هفت سالگی با یکی از همکارانش ازدواج کرد. شب قبل از مراسم ازدواجش، مثل گذشته روی یک کاغذ کوچک نوشت: فردا ازدواج می کنم اما قلبم از آن توست… و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا کرد
.

ده سال بعد، روزی دختر به طور اتفاقی شنید که شرکت پسر با مشکلات بزرگی مواجه شده و در حال ورشکستگی است. همسرش از او جدا شده و طلبکارانش هر روز او را آزار می دهند. دختر بسیار نگران شد و به جستجویش رفت.. شبی در باشگاهی، پسر را مست پیدا کرد. دختر حرف زیادی نزد، تنها کارت بانکی خود را که تمام پس اندازش در آن بود در دست پسر گذاشت. پسر دست دختر را محکم گرفت، اما دختر با لبخند دستش را رد کرد و گفت: مست هستید، مواظب خودتان باشید.
زن پنجاه و پنج ساله شد، از همسرش جدا شده بود و تنها زندگی می کرد. در این سالها پسر با پول های دختر تجارت خود را نجات داد. روزی دختر را پیدا کرد و خواست دو برابر آن پول و
۲۰ درصد سهام شرکت خود را به او بدهد اما دختر همه را رد کرد و پیش از آنکه پسر حرفی بزند گفت: دوست هستیم، مگر نه؟
پسر برای مدت طولانی به او نگاه کرد و در آخر
لبخند زد
.
چند ماه بعد، پسر دوباره ازدواج کرد، دختر نامه تبریک زیبایی برایش نوشت ولی به مراسم عروسی اش نرفت
.
مدتی بعد دختر به شدت مریض شد، در آخرین روزهای زندگیش، هر روز در بیمارستان یک ستاره زیبا می ساخت. در آخرین لحظه، در میان دوستان و اعضای خانواده اش، پسر را بازشناخت و گفت: در قفسه خانه ام سی و شش بطری دارم، می توانید آن را برای من
نگهدارید؟
پسر پذیرفت و دختر با لبخند آرامش جان سپرد
.

مرد هفتاد و هفت ساله در حیاط خانه اش در حال استراحت بود که ناگهان نوه اش یک ستاره زیبا را در دستش گذاشت و پرسید: پدر بزرگ، نوشته های روی این ستاره چیست؟
مرد با دیدن ستاره باز شده و خواندن جمله رویش، مبهوت پرسید: این را از کجا پیدا کردی؟ کودک جواب داد: از بطری روی کتاب خانه پیدایش کردم
.
پدربزرگ، رویش چه نوشته شده است؟
پدربزرگ، چرا گریه می کنید؟
کاغذ به زمین افتاد. رویش نوشته شده بود
::

معنای خوشبختی این است که در دنیا کسی هست که بی اعتنا به نتیجه، دوستت دارد.

 

 

 



موضوعات:داستانهاي كوتاه وپندآموز ,
داستان-عاشقانه-بسیار-زیبا-و-غمگین-(-حتما-بخوانید-)-- داستان-عاشقانه-بسیار-زیبا-و-غمگین-(-حتما-بخوانید-)-- داستان-عاشقانه-بسیار-زیبا-و-غمگین-(-حتما-بخوانید-)-- داستان-عاشقانه-بسیار-زیبا-و-غمگین-(-حتما-بخوانید-)-- داستان-عاشقانه-بسیار-زیبا-و-غمگین-(-حتما-بخوانید-)-- امتیاز : 854 دیدگاه(4)

تاریخ: چهارشنبه 02 مرداد 1392 ساعت: 13:07 بازدید: 478 نویسنده: داريوش شريفي

زيباترين لطيفه ها وجوكهاي روز

براي دوستان عزيز جوان امروز

 در ادامه مطلب



موضوعات:اس ام اس هاي مختلف ,
-یه-کمی-بخندیم- -یه-کمی-بخندیم- -یه-کمی-بخندیم- -یه-کمی-بخندیم- -یه-کمی-بخندیم- امتیاز : 852 ادامه مطلب| دیدگاه(2)

تاریخ: دوشنبه 24 تیر 1392 ساعت: 17:51 بازدید: 437 نویسنده: داريوش شريفي

گاه می اندیشم...

چندان هم مهم نیست اگر هیچ از دنیا نداشته باشم

همین مرا بس که کوچه ای باشد و باران

وخدایی که زلال تر از باران است


به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

من عاشقانه هایم را

روی همین دیوار مجازی می نویسم !


از لج تـو . . .

از لج خـودم . . .

که حاضر نبودیم یک بار


این ها را واقعی به هم بگوییم. . . !

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

می گویند : سـاده نیست . . .

گذشتن از كسى كه گذشته هایت را ساخته و آینده ات را ویران كـرده ...!!!


امـا من گذشتم . . .

******

ولي باز مي گويم

خدایا التماست می کنم

همه دنیایت ارزانیِ دیگران !

ولی ...

آنکه دنیایِ من است

مالِ دیـگری نباشد...

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

من دیوانه نیستم فقط کمی تنهایم همین !

چرا نگاه می کنی ؟ تنها ندیده ای ؟

به من نخند ، من هم روزگاری عزیز دل کسی بودم

******

اولش شیرینه

اولش عشق سرزده میاد تو دلت

اما...

اخرش تلخ

آخرش تموم هستی ات رو ازت میگیره تا از دلت دست برداره

******

گاهی عمر تلف میشود ؛

به پای یک احساس ….

گاهی احساس تلف میشود ؛

به پای عمر !

و چه عذابی میکشد ،

کسی که هم عمرش تلف میشود ؛

هم احساسش ........

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

خاطــــــره

یعنی :

یک سکوت غیرمنتظره

میان خنده های بلند



موضوعات:مطالب ونامه هاي عاشقانه ,
گاه-می-اندیشم... گاه-می-اندیشم... گاه-می-اندیشم... گاه-می-اندیشم... گاه-می-اندیشم... امتیاز : 849 دیدگاه(13)

تاریخ: یکشنبه 30 تیر 1392 ساعت: 17:29 بازدید: 377 نویسنده: داريوش شريفي

داشتم به میهمانم می گفتم که اگر راحت تر است رویه نایلونی روی مبل های سفید را بردارم، نرسیده بودم قبل از رسیدنشان برشان دارم، او تعارف کرد و گفت راحت است من اما گرمم شد و برش داشتم، بعد یکدفعه حس کردم چقدر راحت تر است.

سه سالی می شود خریدمشان اما هیچ لک و ضربه ای بر آنها نیفتاده اگرچه اکثر اوقات به دلیل ماندن همین روپوش نایلونی بر رویشان از لذت راحتی شان محروم مانده ایم، بعد یاد همه روکش های روی اشیای زندگی خودم و اطرافیانم میفتم، روکش های روی موبایل ها، شیشه ها، روکش های صندلی ماشین، روکش های روی کنترل های تلویزیون، روکش های روی لباس های کمد و... همه این روکش ها دال بر پذیرش دو نکته است یا بر نامیرایی خود باور داریم و یا اینکه قرار است چنین چیزهای بی ارزشی را به ارث بگذاریم، هر روز در روابط روزمره مان نیز همین روکش ها را بر رفتارمان می گذاریم تا فلانی نفهمد عصبانی هستیم، فلانی نفهمد چقدر خوشحالیم، فلانی نفهمد چقدر شکست خورده ایم.

نقاب ها و روکش ها را استفاده می کنیم برای اینکه اعتقاد داریم اینطوری شخصیت اجتماعی ما برای یک روز مبادا بیشتر و بهتر روی پای خودش می ایستد و این در شرایطی است که اغلب زودتر از حد تصورمان این دنیا را ترک می کنیم و آن روز مبادا هرگز نمی رسد فقط ما فرصت و جسارت خود بودن را از خودمان دریغ کرده ایم.
جسارت لذت بردن از خود حقیقی مان حتی به قیمت گاه زخمی شدن و ضربه دیدن.
روحمان را از تماس با دنیا محروم می کنیم تا روزی این لذت را به او ببخشیم که بی محابا دنیا را لمس کند، غافل از اینکه امروز همان روز است و همان روز اگر در انتظارش باشی هرگز فرانمی رسد.

میهمان من تلنگری کوچک به من زد. جلد همه وسایلی را که از ترس خش افتادن پوشانده ام، باز می کنم. دلم می خواهد اشیا هم دموکراسی را تجربه کنند. ضربه خوردن به قیمت لذت بردن از خود حقیقی. ما همه مان فکر می کنیم عمر نوح خواهیم کرد. در پس ذهن بشر همیشه همچنین باوری جا خوش کرده، خدا می داند که وقتی پرنسس دایانا مرد چقدر دستکش و کفش استفاده نشده در کمد او پیدا شد، برعکسش هم هست آدم های به ظاهر فقیری که با مرگشان کلی پول از بالش ها و لای رختخواب هایشان پیدا می شود و کلی خرت و پرت که طرف گذاشته بوده که روز مبادا از گنجه در بیاید و روز مبادا نرسیده غزل خداحافظی را سروده اند.

محافظه کاری و دوراندیشی همیشه از احساس دموکراتیک بودن (لااقل با خودم) دورم کرده. من تصمیمم را گرفته ام. همه نایلون ها و روکش ها را کنار می زنم.

من ترجیح می دهم لذت ضربه خوردن را تجربه کنم تا سلامت دور از دسترس ماندن را.


شما چطور؟***



موضوعات:جالب و تماشايي ,
-یادداشت-راحت-و-بدون-روکش-بهاره-رهنما- -یادداشت-راحت-و-بدون-روکش-بهاره-رهنما- -یادداشت-راحت-و-بدون-روکش-بهاره-رهنما- -یادداشت-راحت-و-بدون-روکش-بهاره-رهنما- -یادداشت-راحت-و-بدون-روکش-بهاره-رهنما- امتیاز : 691 دیدگاه(13)

تاریخ: چهارشنبه 02 مرداد 1392 ساعت: 12:38 بازدید: 458 نویسنده: داريوش شريفي

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

فرزند عزیزم آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی صبور باش و مرا درک کن.


اگر هنگام غذا خوردن، لباس هایم را کثیف کردم و یا نتوانستم لباسهایم را بپوشم

صبور باش و به یاد بیاور که همین کارها را به تو یاد دادم.


اگر زمانی که صحبت میکنم حرفهایم تکراری و خسته کننده است

 صبور باش و حرفهایم را قطع نکن و به حرفهایم گوش فرا ده،

همانگونه که من در دوران کودکی به حرفهای تکراریت بارها و بارها با عشق گوش فرا دادم.


اگر زمانی را برای تعویض من میگذاری با عصبانیت این کار را نکن و به یاد بیاور،

 وقتی کوچک بودی، من نیز مجبور می شدم روزی چند بار لباسهایت را عوض کنم.


برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور می شدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم

 پس خشمگین نشو اگر بارها و بارهای مطلبی را برای من تعریف میکنی.

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

وقتی نمی خواهم به حمام بروم، مرا سرزنش نکن، زمانی را به یاد بیاور

 که مجبور میشدم با هزار و یک بهانه تو را وادار به حمام کردن کنم.


وقتی بی خبر از پیشرفت ها و دنیای امروز، سئوالاتی می کنم با لبخند تمسخر آمیز به من ننگر.

وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی، حافظه ام یاری نمی کند، فرصت بده و صبر کن تا بیاد بیاورم،

اگر نتوانستم بیاد بیاورم عصبانی نشو، برای من مهمترین چیز نه صحبت کردن ،

 که تنها با تو بودن و تو را برای شنیدن داشتن است.


وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند، دستانت را به من بده …

 همانگونه که تو اولین قدم هایت را در کنار من برداشتی.


وقتی نمیخواهم چیزی بخورم مرا وادار نکن من خوب میدانم که کی به غذا احتیاج دارم.

 

 

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

روزی متوجه میشوی که علیرغم همه اشتباهاتم همیشه بهترین چیزها را برای تو میخواستم

 و همواره سعی کردم بهترین ها را برای تو فراهم کنم.


از اینکه در کنارت و مزاحم تو هستم، خسته و عصبانی نشو تو باید مرا درک کنی.


یاریم کن، همانگونه که من یاریت کردم ان زمان که زندگی را آغاز کردی.


زمانی که می گویم دیگر نمی خواهم زنده بمانم و می خواهم بمیرم، عصبانی نشو … روزی خود خواهی فهمید.


کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو، این راه را به پایان برسانم


فرزند دلبندم، دوستت دارم .

 



موضوعات:مطالب ونامه هاي عاشقانه ,
نامه-بسیارزیبا-وتاثیرگذاریک-مادربه-فرزندخویش-! نامه-بسیارزیبا-وتاثیرگذاریک-مادربه-فرزندخویش-! نامه-بسیارزیبا-وتاثیرگذاریک-مادربه-فرزندخویش-! نامه-بسیارزیبا-وتاثیرگذاریک-مادربه-فرزندخویش-! نامه-بسیارزیبا-وتاثیرگذاریک-مادربه-فرزندخویش-! امتیاز : 943 دیدگاه(6)

تاریخ: جمعه 21 تیر 1392 ساعت: 21:08 بازدید: 552 نویسنده: داريوش شريفي


فروردین گل رز


گاهی بدون فکر قبلی کاری را انجام می دهید.

بسیار رک گو هستید و عاشق مسافرت!...اشتیاق زیادی برای زندگی

 کردن دارید و پشتکارتان خوب است

گُل مـــاه تولد شمــا چیست؟ 

بقيه درادامه مطلب



موضوعات:جالب و تماشايي ,
گُل-مـــاه-تولد-شمــا-چیست؟ گُل-مـــاه-تولد-شمــا-چیست؟ گُل-مـــاه-تولد-شمــا-چیست؟ گُل-مـــاه-تولد-شمــا-چیست؟ گُل-مـــاه-تولد-شمــا-چیست؟ امتیاز : 947 ادامه مطلب| دیدگاه(3)

تاریخ: شنبه 05 مرداد 1392 ساعت: 13:04 بازدید: 479 نویسنده: داريوش شريفي

تازه از هواپیما پیاده شده ام. هنوز خسته هستم و کمی از زمانی که سفرم را آغاز کردم، سبکتر شده ام و دارم تلاش می کنم که به زندگی عادی بازگردم. سفر سختی بود با همه عناصری که در یک سفر بزرگ وجود دارد. متاسفانه این بار عنصر مرگ بر این سفر سایه انداخته بود.

روز 16 ژوئیه سه نفر از اعضای تیم ایران که با هم کوهنوردی می کردیم در یک اقدام باورنکردنی راه جدیدی برای رسیدن به قله برودبار کردند. این یک دستاورد عظیم برای این کوهنوردان با استعداد ایران بود که از سال 2009 بر روی این مسیر کار می کردند. شادی این دستاورد اما دیری نپایید. کوهنوردان ایرانی موفق نشدند طبق برنامه پایین بیایند و چندین شب راا در ارتفاع 7800 متری گذراندند. از کمپ های پایین تر برایشان کمک فرستاده شد اما تلاش برای نجات آنها موفقیت آمیز نبود.

من در سکاردو بودم که خبر را شنیدم. با قلبی مملو از غم، سه دوست خیلی خوب را از دست دادم. در این سفر گمان نمی کردمدوستی پیدا کنم. شاید فقط کسی که با او هم طناب شوم، اما دوستی ها در مکان ها و موقعیت های عجیب و غریب شکل می گیرد. من هفته هایم را در قراقروم در سایه دو غول گذراندم: کوه ها و انسان ها.

لطفا به  ادامه مطلب برويد

تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی



موضوعات:جالب و تماشايي ,
-3-کوهنورد-ایرانی-به-روایت-آمریکایی -3-کوهنورد-ایرانی-به-روایت-آمریکایی -3-کوهنورد-ایرانی-به-روایت-آمریکایی -3-کوهنورد-ایرانی-به-روایت-آمریکایی -3-کوهنورد-ایرانی-به-روایت-آمریکایی امتیاز : 728 ادامه مطلب| دیدگاه(3)

آخرین مطالب

دوشنبه 21 مرداد 1392
جمعه 18 مرداد 1392
جمعه 11 مرداد 1392
شنبه 12 مرداد 1392
شنبه 22 تیر 1392

مطالب محبوب

چهارشنبه 21 فروردین 1392
پنجشنبه 24 اسفند 1391
دوشنبه 30 بهمن 1391
چهارشنبه 21 فروردین 1392
چهارشنبه 21 فروردین 1392

صفحات مطالب

1|2|3|4|5|6|7|8|9|10|11|12|13|14|15|16|
موضوعات
نظرسنجی
سلام لطفا براي بهتر شدن سايت حتما نظربدين ! نظرتون درباره ي سايت جوان امروز چيه؟




نتايج|| آرشیو نظرسنجی